تبلیغات
نای قلم - دود بود و دود بود و دود بود
نویسنده :حسین
تاریخ: شنبه 21 تیر 1393 05:13 ب.ظ

دود بود و دود بود و دود بود

گل میان آتش نمرود بود

شعله می پیچید در گِرد بهار

خون دل می خورد تیغ ذوالفقار

یک طرف گلبرگ اما بی سپر

یک طرف دیوار بود و میخ در

قلب آهن را محبت داغ کرد

میخ از چشمان زینب شرم کرد

شعله تا از داغ غربت سرخ شد

میخ کم کم از خجالت آب شد

گفت با در رحم کن سویش مرو

غنچه دارد سوی پهلویش مرو

 

ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :